کلیپس و مو به پای هم پیر‌ شدند

چند سال پیش خانم همسایه‌ای داشتیم که همیشه موهایش را با کلیپسی صورتی رنگ می‌بست. کلیپس بر اثر استفاده‌ی مدام کهنه شده بود و رنگ‌ورو رفته. به‌خاطر راحتی‌ و خوش‌دستی گیره بود یا اینکه خانم همسایه میل چندانی به تنوع نداشت؛ نمی‌دانم. اما هر چه بود، از سر نداری و نداشتن نبود‌ که بند کرده بود به همان یکی.
من اما کرم گیره خریدن دارم. هر بار هم که می‌خرم، تصویر او با همان گیره‌ی مو برایم زنده می‌شود و به خودم می‌گویم که چه خبر است هر دم یکی! پس‌فردا هم می‌زند به سرت و می‌روی موها را آلمانی می‌زنی.
گیره‌ی خانم همسایه با همه رنگ‌پریدگی و سادگی و حتا قدیمی شدنش،‌ برایم دوست داشتنی بود. انگار بخشی از او شده بود و حتا خوی سرسخت او را گرفته بود؛ که تا جایی که یاد دارم هیچ اتفاقی برایش نیفتاد و نشکست.
امروز که شاید دهمین گیره‌‌ی امسالم را خریدم، باز یاد او افتادم و به این فکر کردم که اگر دیگر هوس آلمانی زدن نکنم، آیا کلیپس خوش‌جنس و خوش‌دستی است که قید بوالهوسی و تنوع را بزنم و کسی مرا با همین گیره‌ به یاد بیاورد؟

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *