مغازهی اولی یک مورد خوب دیدیم. من خوشم آمد اما او گفت نه، پرس است انگار، کف و پهنا ندارد، عینکم مثلن توش جا نمیشود. با خودم گفتم باشد، راست میگوید بهتر است برویم جاهای دیگر هم ببینیم.
بعدی هم رفتیم، دو سه خیابان بالاتر. از بین همه باز یکیش به نظرم بهتر بود. گفتم بنداز روی شانهات. انگار میترسید دست بزند، نکند وبال گردنش شود، مجبور شود به خریدن یا بهش بندازند. گفتم خوب است این یکی. گفت نه برویم همان مغازهای که گفته بودی و از کیفهایش تعریف کرده بودی. یادم نمیآمد اما از فروشنده پرسیدم که مغازه دیگری هست در این راستا؟ گفت که به چشمش نخورده است. تشکر کردیم و باز رفتیم بالاتر. در این شرجی آدمخوار و شیب سگی و گرمای نفسگیر.
رسیدیم به همان مغازهای که چند بار گذری از جلو چشمهام گذرانده بودم. از بین همه باز هم یکی به نظر من خوبتر بود، از بین خوبانی چند چشمگیر. باز اظهار کرد که خوشش نیامده و چشمش را نگرفته است.
آن راستا را از جایی که بودیم تا انتها رفتیم. سه مغازهای که درظاهر و درواقع جنسهای روز بازار را داشتند بررسیدیم.
اما حقیقتن بعد از این همه سال هنوز نمیشناسمش. نمیشناسمش و همه چیز در مواجهه با انتخابهایش متعجبم میکند. که آیا واقعن این خواسته و پسند اوست یا عوامل دیگری دخیلاند در انتخابهایش مثل قناعت، صرفهجویی در هزینه و…
اغلب از بازار رفتن با او به ستوه میآیم. همواره احساس میکنم نمیشناسمش و همواره احساس میکنم حرف و خواستهاش را به زبان نمیآورد. طوری که دقم میدهد از این حرف نزدن و به زبان نیاوردن.
آنوقت چطور احساس غریبگی و به بازی گرفتن نکنم، نسبت به کسی که او را نزدیکترین به خودم میدانم.
برگشتنی رفت توی مغازهای دخمهمانند با راهرویی بلند و نور نامناسب. همان دم ایستادم. به انتها رفت و دست کشید روی کیفی که خاکش هم گرفته نشده بود. قیمت را پرسید. گفت چطور است؟ از حرصم با بیتفاوتی گفتم عاااالی.
قیمت. نمیتوانم باور کنم برایش مهم نیست و نبود. اگر هم واقعن مسئلهاش خوشنیامدگی بود، واکنشهایش و حرف نزدنش این را به من نمیگفت. چند روز پیش بهش گفتم دوریم از هم، همدیگر را نشناختیم.
تقصیر خودمان هم نیست. ما حرف زدن یاد نگرفتیم و حتا حرف هم را شنیدن هم.
رفتیم بیرون از دخمه. نه، او حالا دیگر بخر نیست. حتا اگر این کیف خاکگرفتهی بدرنگ، نصف قیمت آن کیفهای شیکی باشد که دیدیم، و با سکوتش و دلدل کردنش مرا از هر چه خرید و دلخوشکنکهای کوچک مأیوس کرد.
آخرین دیدگاهها