اولین داستانک و از یک کتاب

امروز اولین داستانک عمرش را نوشت. می‌داند خوب و نو نیست، کلیشه است و تقلیدی اما راضی است اگر تقلیدی قابل‌قبولی باشد. نوشتن همین چس‌مثقال جمله کار آسانی نبود. طوری که وقتی به نظرش متن شکل گرفت و کامل شد از تعجب و ذوق نمی‌گنجید در خودش. چند روز است البته که درگیر نوشتن بود اما امروز که موعد ارسال به سر می‌رسید بالاخره نوشت و احساس رهایی کرد. بخشی از این نوشتن که فکر می‌کند زیاد طول نکشید به خاطر نوتنش بعد از خواب یا لحظه‌های اولیه‌ی بیداری بود. توی صفحات صبحگاهی ایده را با پرسش پیدا کرد و به داستانک تبدیلش کرد. باز هم به خواب خوب، به صبح و کار در صبح و به پرسش ایمان آورد.

بحث مدیریت دانش‌ شخصی شد در نویسنده‌ساز و اینکه یک پوشه باز کنیم به اسم تکرارآموزی و هر کتاب یا فیلم یا دوره و هر چیزی که دوست داریم یا می‌دانیم که لازم است دوباره به سراغش برویم را در آن بیاوریم. آه که چقدر این پوشه بالابلند می‌شود اگر بخاهد بنویسد. قبلن به اسم دیگری چنین پوشه‌ای ایجاد کرده بود برای دوره‌ها. لازم مبرم دارد که از اولین دوره شروع کند به شنیدن و تمرین‌ها را انجام دهد. استاد همیشه حرف از نظم می‌زند اما چرا با هر نظمی که در نظر می‌گیرد باز هم بی‌نظم است در خواندن، در آزادنویسی، در انتشار؟ شاید به‌خاطر اینکه نظم در نظرش کمال مطلوب است است. سگ بریند به این کمالگرایی که آدم را از کمال که هیچ از کم بودن هم دور می‌کند و به زیر صفر به قهقرا می‌کشاند.

دلخوشی امروز یک ساعت پیوسته خواندن از کتاب زندگی از دریچۀ حواس پنجگانه بود. قسمتی که خواند درباره رنگ‌ها بود. می‌گفت ماهیت وجودی رنگ حاصل یک پلک زدن هستند. سلول‌های گیرنده‌ی چشم، بازتاب نور به جسم را دریافت می‌کنند و سیگنالهایی به مغز می‌فرستند تا مغز این سیگنال‌ها را پردازش کند و به عنوان رنگ تشخیص دهد. «بدون جسم، بدون نور، بدون چشم، بدون مغز، هیچ رنگی وجود ندارد.»

پس دانش رنگ و دانستن درباره‌ی آن برای چیست؟

«گرچه رنگ ممکن است به آنی محو شود، اما جنبۀ بیهوده و تزیینی تجربۀ ما نیست. دید رنگی به ما کمک می‌کند تا وظایف مهم بصری را، یعنی اشکال، فرم‌ها، بافت‌ها، عمق، حرکت و خطوط، درک کنیم. رنگ به ما بینش در بینایی می‌دهد و همچنان که حس خوشایندی به ما می‌دهد به آگاهی‌مان نیز می‌افزاید.»

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *