امروز هم خشنود شد با نوشتن صفحات صبحگاهی.
قهوه نوشید و اینبار متوجه شد که حالت مطلوب و ایدهآلش وقتی است که نسبت دارچین و قهوه، یک به سه باشد. دارچین کمتر باشد یا اصلن نباشد، نوشیدنی تلختر است و کافئینش بالاتر. که در این صورت هم حالش بد میشود و هم از طعمش لذت نخاهد برد. اما در فکر نوشتن توبهنامهای در خصوص نوشیدن قهوه و علنی کردن آن است. بلکه چارهی ننوشیدن بود و جواب داد.
در نویسندهساز حرف از مدیریت دانش شخصی بود. موضوعی که هر چقدر درباره آن بشنود باز هم کم است و به آن نیاز دارد. این باعث شد که پس از وبینار یکی از پوشههایی که قبلن در این خصوص ساخته بود حذف کند. نیاز نبود و ادغام میشد با پوشهای دیگر. و نکته مهم: رسیدگی دائمی و بررسی مدام این پوشههاست.
پیادهروی جانانهای کرد و پس از آن هم یک حمام حسابی. طوری که وقتی بیرون آمد حس کرد سه چهار کیلو وزن کم کرده است.
توی پیادهروی دو اتفاق جالب برایش افتاد که هر چه دربارهشان آزادنویسی کرد نتوانست دربارهشان به متنی منسجم برسد. تنها به عنوانش رسید که شاید این عنوان بهانهای باشد برای پرداختن به موضوع و نوشتن دربارهاش در زمانی که خوابآلود نباشد. و شاید نیاز است که پیشآمدها یا موضوع درش تهنشین شود.
عنوان؟ همین عنوان.
آخرین دیدگاهها