_ سالواژهام: انتشار
برایش چه کردم؟ همان کار همیشگی، انتشار در کانال. کار تازهای لازم است اما.
_ از خواب بیدار شدم.
_ صفحات صبحگاهی نوشتم.
روزهای کمنویسم این صفحات ارتباطم با نوشتن را حفظ میکند.
_ داستان قدیمی بچهها بازی نمیکنند از جعفر مدرسصادقی را خواندم.
_ دو روز است اینترنتم حولوحوش ساعتهای نویسندهساز به فنا میرود. نویسندهساز حیفوم میشه.
_ صوت نویسندهساز را شنیدم. شنیدن کاریکلماتورهای بچهها لذتبخش بود.
_ چرت عصرگاهی زدم. چرا سیرایی خواب ندارم؟
_ بهانههای پیاده رفتن هم که زیاااااااد، به اندازهی بهانههای پیاده نرفتن. اما من رفتم. خوشبختانه در این مورد روی پاهایم حساب میکنم نه روی باسنم.
آخرین دیدگاهها