اسم این داستان «آنا برگردن»:
آنا، دختری که هنوز هجده سالش نشده است؛ به دلیل اوضاع مالی نه چندان خوب و به خاطر رسیدگی به خانوادهاش با پیرمردی 52 ساله ازدواج میکند.
زمستان مجلس اعیان برگزار میشود و در آن مجلس چنان میدرخشد و مورد توجه قرار میگیرد که ناراحتیاش بهخاطر ازدواج با پیرمرد را به کل فراموش میکند. از آن روز به بعد چنان غرق پول و تجملات و تفریح میشود که دستگیری از پدر و دو برادر خود را هم از خاطر میبرد.
آخرین دیدگاهها