از سانسور تا یاوه‌پراکنی

سانسور. به سانسور فکر می‌کنم.‌‌ چرا اتفاق می‌افتد؟ یا چرا سانسور می‌کنم؟ به‌ سانسور می‌اندیشم به همین چند خط گزارشی که سعی می‌کنم بگذارم جلوی چشم. امشب سانسور کردم با نقطه‌چین. و از چیزی هم که سانسور نکردم پشیمانم.
می‌اندیشم به چرایی‌اش. می‌هراسم که فکر کنند بی‌ادبم؟ مگر با ادب شناسانده‌شده با ادبم؟ می‌ترسم که از نوشتن مثلن فلان‌چیز گمان ببرند فخر می‌فروشم یا ادعای دانایی دارم؟ خب من که می‌دانم ندارم.‌ اما اگر نوشته این بو را بدهد چه؟ یعنی اشکال از من است که نتوانستم منظور را درست برسانم؟ نویسنده همیشه می‌تواند منظور را به درستی به همه برساند؟ یا نه، او هر اندازه چیره در مهارت باشد،‌ بخشی از دریافت به مخاطب هم ربط دارد؟
واقعن چطو‌ شد که ایطو شد و رسیدم به این‌جا؟ به‌این‌خاطر که ترسیدم با دریافت اشتباه مخاطب و نرساندن منظورم در نوشته، ویژگی‌یی را به من نسبت دهند که در من نیست یا شاید هست اما دوست ندارم. نمی‌دانم. یاوه‌ می‌پراکنم، شاید.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

71 − = 66
Powered by MathCaptcha