کمبود برنامه را در زندگیام حس میکنم. پریشانم و کلی کار دور و برم ریخته است. نمیدانم از کجا شروع کنم. واقعن نمیدانم. شاید باید از دمدستترین نقطه شروع کرد یا کار و برنامهای که زمان پایان اجرایش از همه نزدیکتر است. امروز دوستی قدیمی پیام داد. گفت چه میکنی. مانده بودم که چه بگویم. لیستی از کارها و دورهها را ردیف کردم که با لیست کردنشان انگار تازه دیدمشان. دارم چه میکنم؟ به مسیرم امید و اطمینان دارم اما نداشتن برنامه این امید و اطمینان را خدشهدار میکند. کلافهام، پریشانم، از کجا باید شروع کنم به برنامهریزی؟ از کجا باید شروع کنم؟
آخرین دیدگاهها