درس مهم و فرمایش کلوچه‌ایت به سرم

ساعت یک‌وپانزده دقیقه ظهر بیدار شد. شب قبل پنبه در گوش‌هایش چپانده بود، یکسره خوابید و جیغ‌وداد بچه‌های مدرسه بیدارش نکرد. جز یکبار، حدود ساعت یازده. از این همه خواب می‌شرمد اما اگر نخوابد هم کار به‌دردبخوری نمی‌تواند انجام دهد. چشم‌هایش فعلن ورم کرده و بعد از چند دقیقه نگاه کردن به صفحه‌ی نورانی می‌سوزد و به اشک می‌افتد. دکتر پیشنهاد کرد که خوب بخوابد عوضش وقتی خوب شد تروفرز می‌شود و بهتر کار می‌کند. امید که خدا از زبان دکتر بشنود.

در صفحات صبحگاهی ماجرای خواب عجیب‌وغریبش را نوشت. صحنه‌هایی بودند در زمان‌های مختلف، یکی‌ش اواخر دهه پنجاه بود که آنموقع حتا پدر و مادرش هم کودک و نوجوان بودند چه برسد به اینکه او پا در صحنه گذاشته باشد. ‌رویا اما خوبی‌اش به همین ممکن شدن ناممکن‌هاست. افسوس خورد که چرا اسم ماشین‌ها را بلد نیست که بداند ماشینی که آن زن ناشناس حزب حزبناک سوار بود، چه بود. فقط می‌داند رنو و ژیان نبود و هنگام دنده عقب گرفتن و حرکت کردن، لحظه‌ای عقب‌جلو و راست‌و‌چپ می‌شد و به شیوه‌ی کارتونی از زمین کنده می‌شد. که البته به آن ماشین سبک می‌آمد. عجب زن لوندی هم پشت فرمان بود. پریشانی موها و آرایشش به حمیرای خواننده می‌زد.

تمرینجا حضور به هم رسانید. درس‌های به‌یادماندنی امروز: دندان روی شاعرانگی و شاعرانه‌نویسی بگذاریم وقتی بضاعت شعری نداریم. نکته مهم مهم مهم، توصیف صحنه این نیست که بیهوده وصف درودیوار و دارودرخت را در نوشته بگنجانیم. صحنه زمان و مکان دارد، توصیفش بسته به این‌هاست، با این نسبت که در آن زمان و مکان چه می‌گذرد.

چای دم داد، با مویز نوشید و بیست‌وپنج دقیقه نوشت.

امروز به پیاده‌روی توی حیاط بسنده کرد، که مبادا با عرق کردن باد پاییزی بخورد بهش و بدتر شود. نویسنده‌ساز را هم توی حیاط شنید که پشه‌های وحشی تکه‌تکه‌اش کردند.

برگشت خانه و بیست‌وپنج دقیقه دیگر آزاد نوشت.

مادرش داشت کلوچه درست می‌کرد. کمک او خمیرش را ورز داد و از کت‌وکول افتاد. بعد از آن مادرش قالب می‌زد و او کلوچه‌ها را توی سینی فر می‌چید. از فرمایشات فخیم مادر گرام هنگام چیدن هم این بود که نذارشون تو کون هم. بله، یعنی که خیلی نزدیک به هم نچین و جا بگذار برای پختن و باز شدنشان.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *