ظهر پس از دوازده ساعت از خواب شبانه تن رنجورم را از رخت کندم. یکسره خوابیدم به جز آن لحظهای که آلارم گوشی به صدا درآمد و حتا کوبیدن بر سرش را هم به یاد ندارم.
هر چه میخوابم هنوز گیج و منگ و خستهام. میخواهم نگویم اثر قرص است یا اثر عطسههایی که از عمق ماتحت وجودم بالا میآیند و سروکله برایم نمیگذارد. نگویم که اثر انتظار نشود. اما نادیده گرفتنش بیعقلی است و باعث میشود بیشتر از خودم کلافه باشم و پریشان؛ که چرا اینقدر عقبم، چرا اینقدر دورم از زندگی.
مادر میگوید بروم آمپول بزنم. حتا اویی که مخالفِ زدن است، از این حال من به ستوه آمده. من از آمپول میترسم. ععععررررررررر. یعنی بزنم خوب میشوم؟ خالهپسر که او هم دهانش سرویس است از این آلرژی یا حساسیت کوفتی میگفت مقالهای خواندم که نوشته بود آمپول نزنی بهتر است. بگذاری به شکل طبیعی روندش طی شود و با عطسه از بدنت بزند بیرون. میگفت آمپول جلوی آلرژی و عطسه را میگیرد اما سیستم دفاعی بدن وارد جنگی میشود برای این جلوگیری، که به شکل عصبانیت خودش را نشان میدهد. یعنی شخص را پاچهگیر میکند. بهخدا دیگر چه بدانم! هر کس نسخهای میپیچد برای درماندگی آدم. یاد زایمان طبیعی میافتم. خب مسلمان زایمان طبیعی هم شاید نهایت نیم ساعت یا قدری بیشتر طول بکشد، اما من با هر عطسه پاره میشوم و از نو پارهتر.
اینها را چرا میگویم؟ برای اینکه خوابم را و بطالت امروزم را توجیه کنم؟ خاک بر سرم بریند.
مادر میخواست برود مراسم. باسلوق درست کرده بود. آنها را اوشجلانه چیدم توی ظرف که با خودش ببرد. تنها کار نیکم همین بود. سیبزمینی و قارچ هم سرخ کردم البته. نویسندهساز را هم بودم که خانم علیزاده دربارهی پرسشگری سخن راند. تازه قدری، خیلی کم دستم باز شده است برای پرسش راحت و بیپروا. امروز به پرسش دربارهی کلمهها رسیدم. به این فکر کردم که چرا بعضی کلمهها را خوش ندارم. بحث بر سر کلمههای منفی مثل دروغ و تهمت و… نیست. کلمههایی که شاید در زبان، چه متن و چه کلام اصلن موردتوجه نباشند اما برای من مهم بودنشان بارز است. نه که مهم نباشند اتفاقن مهماند اما من متوجه این بار منفی کلمههایی که به ظاهر مهم نیستند میشوم اما دیگران نه. شاید یکی بگوید خب دیگران بیتوجهاند که البته این هم میتواند باشد. اما مسئله تنها این نیست. مثلن کلمهی «باید». اگر از این کلمه خوشمان نمیآید، آیا با پرسش دربارهی چراییاش به شناختی دربارهی خودمان نخواهیم رسید؟ کلمههای دیگر هم همینطور.
آخرین دیدگاهها