خودتخریبی و مقایسه با دیگری، یا رشد محسوس حلزون‌وار

امروز توی آزادنویسی‌هایم به احساس خسران رسیدم. به اینکه در مسیر یادگیری بعضی از روزهایم احساس در جا زدن و حتا عقب‌ماندگی می‌کنم.

گاهی استادم تمرین‌هایی پیشنهاد می‌دهد که انجامشان برای من کابوس است. کابوس است چون مانع‎‌های درونی‌ام مانع انجام آن هستند و مانع بیرونی یا درواقع بهانه‌ام این است که برای انجام آن ایده‌ای ندارم. و این احساس از جایی بیشتر می‌شود که حس می‌کنم اغلب همسفرانم در این مسیر آن تمرین را انجام داده‌اند.

من چه کنم؟ من آیا می‌توانم یا باید مثل دیگرانی که حداقل راحت‌تر از من آن تمرین را انجام می‌دهند، برای انجامش خودم را به مرز سکته برسانم؟ نمی‌دانم، اما به گمانم پزشک هم برای دو بیمار با بیماری یکسان یک دارو را تجویز نمی‌کند و یک مربی ورزش هم شاید به دو نفر با یک میزان سابقه در ورزشی خاص یک تمرین را پیشنهاد ندهد. معلوم است که بین آن دو بیمار یا دو ورزشکار یکی رشد چشمگیرتر و بهتری دارد اما این باید مسئله من باشد؟ آیا با این مقایسه به دام خودتخریبی نمی‌افتم و بدتر از آن حتا از حرکت بازنمی‌مانم؟

باری برای چندمین بار یادآورم شد که در مسیر یادگیری و رشد، خودم را تنها با خودم مقایسه کنم. اما لازم است که شرایطی فراهم کنم که رشد محسوسی داشته باشم و حس کنم در حرکتم، حتا به اندازه‌ی حلزون.

برای این رشد محسوس باید به چند نکته توجه کنم: کیفیت خواندم را بررسی کنم و سنجه این بررسی کیفیت، نوشتن است. حتا اگر یک صفحه می‌خوانم سعی کنم چیزی درباره آن بنویسم. و این مربوط می‌شود به آزادنویسی‌هایم که باعث می‌شود بیشتر بنویسم و نوشته‌ها تنها به نوشتن روزمرگی‌ها و نالیدن نگذرد. پس از آن هم، انتشار. روزهایی که حتا یک جمله می‌انتشارم باعث می‌شود کمتر احساس خسران گریبان‌گیرم شود و آن حرکت حلزون‌وار را حس کنم.

استادم برای خودارزیابی هر نویسنده، پازل نویسندگی را طراحی کرده است. فردا این پازل را روی کاغذ می‌کشم و می‌گذارم جلوی چشمم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 1
Powered by MathCaptcha