اولین داستانک و از یک کتاب امروز اولین داستانک عمرش را نوشت. میداند خوب و ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۸-۱۵ بدون دیدگاه
طوری که ۱۳ آبان ما گذشت… نگاهش را به صفحه گوشی انداخت. پنج دقیقه به ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۸-۱۳ بدون دیدگاه
دلت چی میخواد یا تف به ۱۲۰ تومان _ بیدار شد. _ در تمرینجا حضور بههم رسانید. ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۸-۰۹ بدون دیدگاه
از سلامتی و مرگ وودی آلن تا نبرد هنرمند شب مهمان خانهی عمه بودند. کاغذ همراهش برده بود ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۸-۰۸ بدون دیدگاه
اگر ذرهای امید مانده باشد مینویسد، چارهای ندارد جز نوشتن. مینویسد، یک نوشتن را ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۸-۰۶ بدون دیدگاه
صدایی که مرا از هپروت بیرون بیاورد از خانه بیرون زدم و راه افتادم. رسیدم جلوی ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۸-۰۳ بدون دیدگاه
درس مهم و فرمایش کلوچهایت به سرم ساعت یکوپانزده دقیقه ظهر بیدار شد. شب قبل پنبه ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۷-۲۹ بدون دیدگاه
میخوام ولی بدنم نمیکشه دلش میخواست هر شب گزارش میداد که بیست صفحه ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۷-۲۷ بدون دیدگاه
جمعهای که سهشنبه بود چند تا عنوان تمرین شعر باقی مانده بود. چشم ادامه مطلب » ۱۴۰۵-۰۷-۲۴ بدون دیدگاه