برای تولدت

_ تولدت بود. کاش چشم نداشتم به «چشم‌هایش»؛ فراموش‌ می‌کردم و آن را پیش‌ تو جا می‌گذاشتم.

_ من که از گرانی و از بین رفتن کتاب کاغذی مغمومم. اگرچه به‌خاطر کثافتی که در اوضاع نشر به‌وجود آمده هم ناراحتم. استاد می‌گفت با پی‌دی‌اف هم می‌شود کار را راه انداخت. اما خب چشم‌مان هم باید یاری کند یا نه.‌ بماند که گوشی و لپ‌تاپ فکر نکنم در آینده‌ی هر چند کوتاه یا بلند، بتواند جایگزین تمرکز کتاب شود. که با همان کتاب هم گاهی حواس به هزار مصیبت جمع می‌شود و جمعش هم کنیم به‌راحتی پرت می‌‌شود.
خواستم راهکار بخواهم برای این نوع خواندن و جلوگیری از چشم درد اما حس کردم بهانه است؛ وقتی کسی تا آن‌موقع چیزی نگفته بود، لابد مشکل بقیه نبوده است. کسی چیزی نگفت، من هم نگفتم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 37 = 47
Powered by MathCaptcha