نه که عملکرد امروزم به لعنت خدا نیارزد، نه.
نویسندهساز بودم. چی بهتر از این؟
رفتم پیادهروی. دیگه چی از این بهتر؟
حین پیادهروی کاغذ و قلم و دفترچه دستم بود برای نوشتن شعر. تلاشم ناموفق اما ستودنی بود.
دارم دوباره فیلم خواب زمستانی رِ میبینم. واقعن خوب نبییییید؟
روی کاغذ هم ول نوشتم. نمیدانم چرا ولنویسی روی کاغذ به چشمم نمیآید و برایم حساب نمیشود. فقط تایپ(یکی نیست بگوید انگار از شکم مادر با لپتاپ و تایپیست بیرون آمدی که اینطور اصرار میورزی به تایپ). امروز متوجه شدم خطم چه به افول رفته. البته جز صفحات صبحگاهی که آنموقع در حالت عادیاش افولیده. علیالحساب روی کاغذ هم آزاد نوشتم، برای مغز خوب است.
آخرین دیدگاهها